حكمراني خوب ومسئله عدالت
بنام خدا
مقدمه: از اواسط دهه 90نهاد بین المللی سیاستگذاری اقتصادی چون بانک جهانی، برنامه عمران سازمان ملل وتا حدودی صندوق بین الملل پول سیاستی به نام حکمرانی خوب را به عنوان کلید معمای توسعه مطرح می کنند ،حکمرانی در لغت به معنای اداره وتنظیم امور است وبه رابطه شهروندان وحکومت کنندگان اطلاق می شود بر اساس برنامه عمران صندوق بین الملل حکمرانی خوب عبارت است از مدیریت امور عمومی بر اساس حاکمیت قانون ودستگاه قضایی کارامد وعادلانه ومشارکت گسترده مردم در فرایند حکومتداری به عبارت دیگر هر اندازه حاکمیت قانون بیشتر ودستگاه قضایی کارامد تر وعادلانه تر باشد حکمرانی در ان کشوربهتراست
مفهوم حکمرانی:در فرهنگ «هریتیج » واژه حکمرانی «فعالیت ، شیوه عمل،یا قدرت حکمراندن ؛دولت معناشده است» در فرهنگ سیاسی «اکسفورد» ،حکمرانی «فعالیت یاروش حکمراندن اعمال کنترل یا قدرت بر زیردستان نظامی از قوانین ومقررات تعریف شده است
ریشه واژه حکمرانی: ما را به واژه kubeman(راهبری یا هدایت) میرسد واژه ای که افلاطون ان را برای چگونگی هدایت یک نظام حکومتی یه کار برده است این واژه در قرون وسطی به واژه Gubemane تبدیل شده است که براندن ،حکمروایی کردن یا راهبری دلالت دارد در اینجا حکمرانی عمل حکومت کردن یا کارکرد حکومت است .
دقیقترین تعریف از حکمرانی که از طریق کمیسیون حکمرانی جهانی (1995)امده است؛ «حکمرانی مجموعه ای از روش های فردی ونهادی عمومی وخصوصی است که امور مشترک مردم را اداره میکند ؛ حکمرانی شامل نهادهای رسمی ونظام هایی است که برای تضمین رعایت قوانین قدرت پیدا کرده اند».
نسبت عدالت با ازادي: :
لیبرال ها عدالت را در ازادی فرد در ابعاد سیاسی واقنصادی می بینند
سوسیالیستها (وبالطبع کمونیستها )عدالت را در تقدم منافع وحقوق جمع بر فرد در حوزه سیاست واقتصاد تلقی میکنند
سوسیال دموکراتها با تلفیق این دو گرایش فوق انسانها را درحوزه سیاست آزاد میدانند ولی از نظراقتصادی به منافع جمع وگرایش سوسیالیستی )تظر دارند
در لیبرالیسم جامعه مدنی،فعال ودولت منفعل است در حالیکه در سوسیال دموکراسی هر دو فعال اند.
در مورد تطبیق دخالت دولت وحفظ ازادی وعدالت:
دولت میتواند با دخالت خود در افزایش کارایی بازار مشارکت کند دولت می بایست با فراهم اوردن یک چارچوب قانونی ومطمئن شامل ضمانت اجرای قراردادها رعایت حقوق مالکیت وبا روشهای صحیح اقتصادی به اشتغال بدون تورم ورشد اقتصادی دست یابد علاوه بر این باقوانین ضد انحصار به تملک در اوردن انحصار های طبیعی و وارد کردن شرکت های رقابتی به حوزه عمومی با انحصارات مقابله کند
برخی از شاخصه های حکمرانی خوب:
تمایل وتوانایی ایستادگی در مقابل گروههایی که در پی نفع شخصی اند خود را وقف به عموم کند ایجاد فرصت های برای مردم در تصمیم گیریها پاسخگویی افرادی که در راس هستند ایجاد یک محیط اقتصادی با ثبات فاقد تورم،بیکاری وسیع عدم توازن در تراز پرداخت ها ، فراهم کردن فر صت های بیشتر برای رسیدن فقرا به خوداتکایی وخوداشتغالی حق تقدم در سیاست های رفاهی برای وضعیت فقرا و اقلیت هایی که بر اساس تبعیض مورد غفلت واقع شده اند.
بانک جهانی 6 ویژگی برای حکمرانی خوب ارائه داده است:
1.-ثبات سیاسی وعدم خشونت.2.-حق اظهار نظر وپاسخگویی (ازادی مدنی، ازادی مطبوعات )3.-حاکمیت قانون(حفاظت از حقوق مالکیت واستقلال قضایی)4-مبارزه با فساد 5- اثر بخشی دولت( کارامدی در انجام وظایف محوله) 6-بار مالی مقررات اضافی وهزینه های ان
اما چرا در برخی جاهها حکمرانی خوب نتیجه نداده است یا به حکمرانی بد منجر شده است ؛
علت را به نبودن شرایط مانور یا زمینه های توسعه است که علاوه بر ویژگی های نهادی که ذکر شد نیازمند انسجام اجتماعی هستیم که شاخصه هایی چون انشعابات قومی ، سهم طبقه متوسط از درامد، ضریب جینی ، اعتماد ودرامد سرانه جامعه از جمله شاخصه هایی می باشند که در مقوله انسجام اجتماعی دخیل میباشند
یکی از مقوله های مهم حکمرانی مقوله مبارزه با فساد ومبحث برقراری حاکمیت عادل است:
هر کجا فساد رواج یابد رشد اسیب می بیند واین تاثیر زیادی بر فقرا میگذارد علاوه بر این فقرا خدمات اجتماعی کمتری دریافت می دارند فساد همچنین سر ما یه گذاری های زیر بنایی پروژه های کمک به تهیدستان دور میکند ومقوله عدالت کاهش می یابد.
حکمرانی بد وغیر عادل كه در مقابل حكمراني خوب قرار ميگيرد یک سری شاخصه هایی را داراست:
سیاست های ناسالم اقتصادی یا نهادی به دلیل حضور گروههای ذی نفوذ قدرتمند
موانع حکمرانی برای توسعه بخش خصوصی
غیبت حاکمیت قانون وموانع مالکیت
تصرف دولت به وسیله نخبگان سیاستهای دولتی وتخصیص منابع
تاثیر شدید رشوه بر فقرا
سهم کمتر فقرا از هزینه ها وسرمایه گذاری های عمومی
توزیع نابرابر درامد
دسترسی تبعیض امیز به خدمات عمومی
پایین بودن کیفیت بهداشت واموزش برای طبقات پایین
alihemati33@yahoo.com